‏نمایش پست‌ها با برچسب جفر. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب جفر. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۸ فروردین ۲۰, پنجشنبه

جفر 8( اثبات دروغ بودن ابجد و عدم ارتباط آن با معصومین)

با سلام به تمام دوستان عزیز به به چه ایام خوبی واقعا اگر فقط 2-3 روز غیبت داشته باشم تعداد کامنتها و محبتهای شما عزیزان سر به آسمون میزنه اینهمه لطف و محبت تماما توجه خاص حضرت احدیت و محبت شما بزرگوارانه.من همیشه معتقد بودم اگر کسی برای خدا صحبت کند و دیگری برای خدا توجه کنه گمراهیها از بین میرود و جایش را به اطمینان قلبی و آرامش درونی خواهد داد... در هر حال دیروز 67 تا کامنت را جواب دادم البته خیلی از آنها خصوصی بود.از دوستانی که برای غیبتهای کوتاه مدت بنده نگران شده بودند هم ممنونم .اما...دوستان عزیز ...چرا اگر یکی از ما کمی تاخیر کنیم همه افکار منفی در وجودشان ایجاد میشود؟؟واقعا یک سواله...چرا مثلا اگر برادر ما دیر به منزل بیاد همیشه فکر هایی مثل تصادف و ... در ذهن ما ایجاد میشود؟چرا فکر نمیکنیم یک اتفاق خیلی خوب برای او افتاده؟؟؟غالبا هم همینطوریه.البته معلومه چیزی که برای ما با ارزشه همیشه نگران از دست دادنش هستیم اما .بهتره برای کسب آرامش ذهنمان را آرام کنیم.اجازه بدید سختیها را فقط یک بار بچشید.مثلا اگر قراره که عمل جراحی شوید،اجازه بدید سختی عمل را فقط موقع عمل درک کنید.نه اینکه با ذهن خو،ساعتهای قبل از عمل را هم برای خود سمی مهلک نمایید بقول شاعر:فکر شنبه تلخ دارد جمعه ء اطفال را/ عشرت امروز بی اندیشه فردا خوش است.اینو یادتون باشه که هر وقت دیر کردم مطمئن باشید که اتفاقی خیلی خیلی عالی برای من افتاده که از این بهتر نمیشه .بیایید با هم و از موفقیت همدیگه لذت ببریم.خب بریم سر موضوع اصلی بحث.جفر 8 .این بخش تحقیق،زحمت امیر عزیزه که محبت فرمودند و زحمت تحقیق حدیثی را که یکی از دوستان فرستاده را کشیدند.شاید بعضی از دوستان بگویند:خب آقا شماها اهل حدیث هستید .ما که اطلاع کافی از کتب رجالی و درایه الحدیث و ... نداریم چه کنیم؟؟عزیزان نیازی نیست که همه اشراف قطعی به این علوم داشته باشند.همینقدر که توحید بدانید،متوجه میشوید که خبر از آینده جز وحی محال ممکنه.هر علمی که از گذشته و آینده با یک فرمول ساختاری خبر بده معلومه که از ریشه دروغه.همین.در ضمن مثلا در مورد جفر لا اقل باید یک حدیث در کل کتب حدیثی موجود باشه که از روی آن حدیث علم مزخرفی بنام جفر و اساتید آن علیهم نار هاویه،ابداع شده باشه یا نه؟؟؟یکی از دوستان یکی دو سند در مورد ابجد توانست برای بنده تهیه کنه که همین دو 3 تا سند هم در کل دنیا موجوده.منظور از سند ،سلسله رواتی هستند که در طبقات مختلف حدیثی قرار دارند و متصلا خلاء 1400 ساله را میپوشانند و ما را به معصوم علیهم السلام متصل مینمایند.اما اینکه آیا سند معتبره ،مصحفه ،مدلسّه ،معن عنه،یا ... .بعد تازه بحث درایتی به میان میآید و هزار داستان دیگر.اصلا بنظر من نیازی به اینهمه دقت نیست.بنده هر جا صحبت از آموزش جفرمثلا جفر جامع دیدم موضوع این بود که:حضرت امیر علیه السلام این جفر را ابداع کردند که اگر میخواهی جواب سوالت را بگیری چنین کن!!!خب آقا جون بین زمان من و حضرت 1400 سال فاصله است.چجوری شما به زمان ایشون وصل شدید؟؟؟از طرف دیو و غول و وحی و اساتید حقه باز ؟؟؟متاسفانه معصومین علیهم السلام هیچگونه تاییدیه ای برای استفاده از اینگون اراجیف به ما ندادند.و هیچ مسلمانی اعم از شیعه و سنی حق اینگونه اظهار نظر های ابلهانه و مضحک را ندارد.قبلا گفتم اگر شما در قالب اسلام هستید خوب اسلام به شما چنین اجازهای نداده.اگر ارمنی هستید و گبرو ترسا و ... خب باید دید آیا در مذهب آنها استفاده از احادیث شیعه وجود دارد یا خیر.بنظر من بزرگترین محبتی که اساتید جفر و رمل و افرادی که سیر برزخی و اشراقی و.... میتوانند به دین خدا ونه تنها دین خدا،بلکه مردم دنیا نمایند اینه که زودتر بمیرند و دنیا را از شر ورجس وجودی خود پاک کنند.بنده تمام شاخه های جفر را به مرتبه استادی رسیدم.این حرف کسیه که در تمام شاخه های جفر اعم از منیری و منبری و ... استاد شده.و الله قسم که قسم جلاله است این علوم از ریشه دروغه باور ندارید امتحان کنید ببینید کی از این علوم توانسته جواب بگیره.من جواب میگرفتم.اما متوجه شدم جواب را موکلین در بعد مستحصله در بخش تواخی و ... که تخییریه به بنده متبادر میکنند.زمانی فهمیدم در گمراهی محض هستم که دیدم شاگردان من با همان فرمولی که من جواب میگیرم،نمیتوانند جواب بگیرند.خدا را شکر که اینقدر به من بزرگواری داده که بعد از کسب استادی علومی مثل انواع جفر،ری کی ،پرانیک هیلینگ،یوگا مستر ،شعوذات و .... با شجاعت بگم بابا همه اینها دروغه هیچوقت علمی بنام جفر(سوال و جوابی و عزایمی) و رمل وجود خارجی نداشته واز معصوم علیهم السلام نبوده.یک بدبختیی که ما داریم اینه که تا صحبت از حدیث میشه احساس میکنیم خدا داره صحبت میکنه.بابا ما 33 شاخه حدیثی داریم که فقط یکی از آنها یقینا درسته.نمیشه هر مزخرفی را بعنوان حدیث بپذیریم که... اینهمه احادیث جعلی در این کتب پر شده مثل حدیث احمقانه من عرف نفسه فقد عرف ربه که قبلا در موردش بحث شد،مثل حدیث ابلهانه ای که در نهج البلاغه آمده که خلاصه اش اینه که خدایا من تو را به طمع بهشت و ترس جهنم عبادت نمیکنم ،یا ادعیه مزخرفی که در کتب معلوم الحالی مثل مفاتیح و ... پر شده مثل حدیث کساء و دعای سیفی که این دعا کفر جلیه و فقط یک حمار لا یعلم میتونه چنین مزخرفاتی را باور کنه.قبلا گفتم .نمیشه همه اش دنبال سند باشیم .چون بعضی مواقع روات با این که دروغگو هستند ،باز به علت این که موءید موثقی بر حدیث موجوده ،حدیث تایید میشه.پس بحث اسناد رجالی کار هر کسی نیست و اصلا لزومی براین موضوع هم نیست.بهتره شما توحید خودتون را قوی کنید آنوقت میفهمید که رب ادخلنی فی لجه بحر احدیتک چه مزخرف عجیبیه.در هر حال...یکی از دوستان حدیثی در باب ابجد فرستاده بود که حدیث با جواب امیر عزیز را برای شما قرار میدهم. بحث در مورد این حدیث از طریق علم رجاله برای کشف صحت و سقم و سلسله اسناد این حدیث (در پیتی)
مع، [معاني الأخبار] الْمُظَفَّرُ الْعَلَوِيُّ عَنِ ابْنِ الْعَيَّاشِيِّ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ الْخَصِيبِ قَالَ حَدَّثَنِي الثِّقَةُ قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو جُمُعَةَ رَحْمَةُ بْنُ صَدَقَةَ قَالَ أَتَى رَجُلٌ مِنْ بَنِي أُمَيَّةَ وَ كَانَ زِنْدِيقاً جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ ع فَقَالَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فِي كِتَابِهِ المص أَيُّ شَيْ‏ءٍ أَرَادَ بِهَذَا وَ أَيُّ شَيْ‏ءٍ فِيهِ مِنَ الْحَلَالِ وَ الْحَرَامِ وَ أَيُّ شَيْ‏ءٍ فِيهِ مِمَّا يَنْتَفِعُ بِهِ النَّاسُ قَالَ فَاغْتاظ مِنْ ذَلِكَ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ ع فَقَالَ أَمْسِكْ وَيْحَكَ الْأَلِفُ وَاحِدٌ وَ اللَّامُ ثَلَاثُونَ وَ الْمِيمُ أَرْبَعُونَ وَ الصَّادُ تِسْعُونَ كَمْ مَعَكَ فَقَالَ الرَّجُلُ أَحَدٌ وَ ثَلَاثُونَ وَ مِائَةٌ فَقَالَ لَهُ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ ع إِذَا انْقَضَتْ سَنَةُ إِحْدَى وَ ثَلَاثِينَ وَ مِائَةً انْقَضَى مُلْكُ أَصْحَابِكَ قَالَ فَنَظَرْنَا فَلَمَّا انْقَضَتْ سَنَةُ إِحْدَى وَ ثَلَاثِينَ وَ مِائَةٍ يَوْمُ عَاشُورَاءَ دَخَلَ الْمُسْوَدَّةُ الْكُوفَةَ وَ ذَهَبَ مُلْكُهُمْ ترجمه بخشهای مهم حدیث از طریق بنده صورت گرفته که اینه:از کتاب معانی الاخبار این حدیث گرفته شده که...مظفر علوی از ابن عیاشی ازاحمدبن احمد از سلیمان از ابن خصیب و او از ثقه(یعنی فرد موثقی که معلوم نیست از زیر کدام بته سبز شده) گفته که برای ما روایت نموده ابو جمعه که مردی از بنی امیه که کافر بود آمد خدمت امام صادق علیه السلام و گفت(بحث در مورد مقطعات قرآنیه که خلاصه اش اینه که اعداد المص را به ابجد گرفته اند که الف=1 است و لام =30 و م=40 و صاد =90 که بفرض صحت این حدیث که صحیح نیست کل ابجد بیان نشده و دستورات مسخره مستحصله در هیچ حدیثی در جهان خلقت مستور نشده یا لا اقل متصلا بدست ما نرسیده )...
بحارالأنوار ج : 35 ص : 400
الْحَافِظُ أَبُو نُعَيْمٍ بِالْإِسْنَادِ عَنْ عَبْدِ خَيْرٍ عَنِ ابْنِ جُبَيْرٍ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص أَنَا الْمُنْذِرُ وَ الْهَادِي رَجُلٌ مِنْ بَنِي هَاشِمٍ وَ فِي الْحِسَابِ إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرٌ وَزْنُهُ خَاتَمُ الْأَنْبِيَاءِ الْحُجَجِ مُحَمَّدٌ الْمُصْطَفَى عَدَدُ حُرُوفِ كُلِّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا أَلْفٌ وَ خَمْسُمِائَةٍ وَ ثَلَاثٌ وَ ثَلَاثُونَ وَ بَاقِي الْآيَةِ وَ لِكُلِّ قَوْمٍ هادٍ وَزْنُهُ عَلِيٌّ وَ وُلْدُهُ بَعْدَهُ وَ عَدَدُ كُلِّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا مِائَتَانِ وَ اثْنَانِ وَ أَرْبَعُونَ حدیث مذکور این بوده (تذکر و ترجمه بنده.... در این حدیث آمده که عدد کل حروف 1533 است در حالی که جمع ابجدی اصلا این عدد نمیشه و... اما تحقیقات رجالی): در روايت اول، نام آن فرد، مظفر علوي نيست بلکه مظفر بن جعفر بن مظفر علوي است که گرچه توثيق خاص نشده لکن بدليل اينکه از مشايخ کثيرالرواية صدوق است و قدحي بر او نرسيده وجهي براي توثيقش وجود دارد نفر دوم، فرزند عياشي است که نام کاملش جعفر بن محمد بن مسعود است و شيخ طوسي وي را از فضلا شمرده و ممدوح است بعضي رجاليون نيز وي را راوي خوب شمرده اند نفر سوم خود عياشي است که از اجلاء اماميه مي باشد و بحثي در او نيست نفر چهارم احمد بن احمد است که مجهول است بر فرض که احمد بن احمد الکوفي الکاتب باشد هم توثيقي برايش نرسيده است نفر پنجم سليمان بن الخصيب است که او هم مجهول است و منظور او از کلمه الثقة که بعدش آورده هم معلوم نيست چه کسي است (ولو نزد او ثقه بوده لکن نزد ما ثابت نشده) نفر بعدي هم ابوجمعةرحمة بن صدقة نيز مجهول است فلذا چهار نفر از هفت راوي اين روايت، مجهول هستند و نتيجتاً سند غيرمعتبر مي باشد در روايت دوم هم علاوه بر مجهوليت اِسناد ابونعيم به عبدخير، خود عبدخير هم فردي است بدون توثيق و احوال او معلوم نيست صرفاً در علل و وسائل، روايتي از او هست ضمناً به احتمال قوي، روايت تا عبارت "رجل من بني هاشم" است و از آن به بعد "و في الحساب..." توضيحات ابونعيم يا ابن عباس يا کس ديگري است که گفته و نه ادامه حديث معصوم(ع) و اين از تغيير سياق روايت و کلمات بعد آن، واضح مي باشد حداقل اين است که انتساب آن به معصوم(ع) مشکوک است بنابراين قابل استناد نمي باشد... موفق باشيد."از بنده....بقول دوستان اگر کسی ادعای علم و دانش داشته باشه همینکه صحبت از علم جفر و رمل کرد یا نوشت 786 یا نوشت هو 121 و از این افعال احمقانه معلومه که اصلا هیچی در علوم غریبه نمیفهمه با کدوم مدرک؟؟؟با اینهمه مدارک مستدلی که در جفر 6 و 7 و 8 نوشتم.العاقل یکفیکه الاشاره"

جفر 7(استدلال مسخره یک فریب خورده و جواب من در مورد جفر)

سلام به دوستان قبلا از حضور شما عذر میخوام ما مرتبا در گیر دیوانگان مدعی هستیم که هیچی نمیفهمند و احمقیهای خود را عالم میدانند لذا از این دانشمندان بزرگوار که هیچی نمیفهمندو هم خود و هم دیگران را گمراه میکنند دعوت میکنم در مورد دین جدیدشون داد سخن داشته باشند... فردی بنام شیوا با لحن عاقل اندر سفیه مطالبی نوشته که امیدوارم برای ایشان و دیگر جهالی که مدعی علم جفر هستند درس عبرتی بشه. اولا سوال بنده از ایشان اینه که :در کجای دین ما حقه بازی ابجد تایید شده؟؟؟؟ آیا دین ما هم هرچه میخواهد دل تنگت بگو است؟؟؟؟ خیر دوست من دین ما با دین من در آوردی شما فرق داره اما عین کامنت ایشون رو تایید میکنم "بنام خدا با سلام خدمت عزیزانمی خواستم بگم استادان علم جفر بیکار نیستند که به وبلاگ شما سر بزنند وجواب شما را بدهند.شما که هیچ اطلاعی از این علم شریف ندارید چرا مغرضانه قضاوت میکنید.اگر یک ذره علم داری نگاه کنخلاصه مقطعات قرآن : صراط " علی" "حق" نمسکه : عدد کبیر 693محمد +علی +فاطمه +حسن+حسین+"علی":عدد کبیر 693محمد+علی+ فاطمه+ حسن+حسین+"علی":عدد وسیط =108= " حق"به نظر شما این موارد تصادفی است ؟محمد+علی+فاطمه+حسن+......+حسن+محمد (اسامی چهارده معصوم)عدد وسیط : 246 1+2+3+4+5+........+246 = 30381= ا ف ش ل ا =الشفامحمد بن عبد الله = 2861+2+3+4+............+286=41041= اماممی دانیم که پیامبر .ص. امام هم بود.چه کسانی بیشتر از همه منتظر امام زمانند؟محمد بن حسن =262 ایران =262
" این هم آخر افاضات غیبی ایشون حالا من چند تا سوال از ایشون دارم اولا دوست من بنا شد شما در آخرین مطلب نظر بدبد این رو هم نتونستید بخونید؟؟؟ ثانیا عدد کبیر مقطعات قرآنی بقول شما=693 اما برابر است با عمر(310) + ابو بکر(231) + دیو(20) + معاویه(132)=693 پس این دلالت بر حقانیت اینها داره؟!!!!در مورد عدد حق =108 از کجا معلوم منظور این نباشه= (منظور)ابلیسه-عدد ابلیسه= 108 به معنای این که حق ابلیسه یا عددش با ابلیس تانیث دار یکسانه؟؟؟در مورد عدد اسماء 14 معصوم علیهم السلام که شما حساب کردید شده 246 البته من نفهمیدم از چه دستور چرند ابجدی اینطور در باب جمع 1+2+3و.... به عذذ 30381 و لفظ شفا رسیدید واقعا کارتون خنده داره اما اینی که فرمودید عدد دیو(20) + ابابکر(226)=246 میباشد شاید منظور خدا این بوده که شفا را از دیو و ابابکر جستجو کنیم ؟؟؟از کجا معلوم؟در ضمن عدد هامان(97) +کلب (52)+هامان(97) هم میشود 246 در ضمن عدد ابلیس(103) + ابو لهب(46) + هامان(97) =246 شاید منظور خدا این بوده که شفا اینها هستند؟؟؟؟ در ضمن در مورد عدد مسخره دیگه تون که نمیدونم از کجای مغزتون تراوش کرده که 286 با عرض معذرت عدد این لفظ هم هست"به حق،کلب یا ابلیسه(115،52 +11+ 108)=286" در ضمن اگر عدد گیری را اینجوری بنویسیم محمد ابن عبد الله عددش میشود 287 که با عدد این حروفات(از نظر عددی یک عدد دارند (ابلیس(103)+کلب(52)+معاویه(132)=287) میتونید حساب کنید.در ضمن در جاییی که ابجده شما رفتی دمب صغیرو وسیط رو گرفتی؟؟؟؟چقدر استدلالاتون مزخرف و مسخره است .اگر اینطور باشه من هم عرض میکنم"عدد صغیر علی2=عدد وسیط دیو=2/عددصغیر علی11=عددصغیر دیو11/ عدد وسیط کبری و صغری محمد11 = عدد وسیط کبری و صغرای دیو11 و عدد صغیر محمد2 = عدد صغیر دیو2.در مورد این که فرمودید چه کسانی بیشتر منتظر حضرتند.واقعا بنده به عقل شما شک کردم!!!!!ببینم ایران که یک تیکه زمینه آدمه که بیشترمنتظر باشه؟؟؟در ضمن از این سوال این عدد را چجوری در آوردید؟؟اما این 262 ای که در آوردید اشتباه کردید شاید عدد این باشه"کسانی که یزیدی اند"=262 یعنی فقط کسانی منتظر ظهورند که مسلمان واقعی یعنی یزیدی اند؟؟؟؟؟؟بقول شما:آیا اینهمه استدلال تصادفیه؟؟؟؟؟اگر فکر میکنید استدلالات دیگه ای هم لازمه بفر مایید: عدد عمر = با دو اسم اعظم خداوند یعنی شاهد/ میسر =310و = یا محب ا المحسنین است که هرکدام از این اسماء دنیارا تکان میده بنظر شما چرا با اسم عمر هم عددند؟؟یعنی او به حقه؟یا اینکه دستور چرند استدلالی ابجدی شما از ریشه مزخرفه؟ ادامه: عدد ابابکر = 226=موفق(یعنی خدا میخواسته ایشون موفق بشه؟؟؟) و = یا طاهر=226 یعنی خدا به او طهارت داده؟؟؟؟عدد عثمان که عدد 661 است عددی اصم که خیلی احتمالش کمه با یکی از اسماء الهی جور در بیاد با دو اسم اعظم الهی یعنی ساتر = 661 = ستار همعدد است ببینم منظور خدا از اینهمه کرامت به اینها چی بوده؟آیا این نیست که استنتاجات شما از ریشه دروغ و ابلهانه است؟ عدد شمر = 540 = عدد مشفق(520)+ودود(20)=540یعنی خدا نسبت به شمر مشفق و ودوده؟؟ معاویه = 132=واهب النوال=132 =قابل =یا سبحان=132...عدد شیطان =370=(یا الله=77+یا محمد=103+ یا علی =121 +یا محی69=370 عدد شیطان)عدد یزید =31 = یا ودود=یا هادی=یا بدوح ./عدد دیو =20=ودود=هادی=بدوح =20/عدد کلب=52 برابراست با عدد زکی(37)+بدح(20)=52 برابراست با عدد اول(37)+ودود(20)=57 /عدد شداد =309= یارحمن=یا صبور=309/ عدد نمرود =300 =یا محب المحسنین= یا من الملک لایزول /عدد هامان =97= وافی/عدد ابولهب =46=ولی =الهی/وعدد لعین=160=نقی/و عدد ابن ملجم =166=مبدی علی=علی و محب =محبه اعلی.دوست عزیز هیچ اجباری نیست که کسی که هیچی نمیفهمه در دین خدا بدعت بگذاره و لعنت ابدی هر لعنت کننده ای را به جان بخره جواب سوال شما را اینطوری عرض کردم. قصد بنده اسائه ادب به ساحت مقدسات اسماء نیست بلکه قصد من توبیخ دیوانگانی است که این چرندیات را جزو دین میدانند در هر حال ببخشید

جفر 6 (ادامهء تعریف جفر ابیض-جامعه و ... از خود معصوم(ع))

ادامهء جفر ها... مصحف و قرآن :باید توجه داشت که از نظر لغت و اصطلاح علما،مصحف ،اسم خاصی برای قرآن نبودهبلکه قبل از اسلام هم وجود داشته.واژه شناسان مصحف را مجموعه اوراقی میدانن که بین دو(لت) یا جلد قرار داده میشد و.... بحث در این باره زیاد است اما همینقدر بگوئیم که مصاحف ائمه علیهم السلام،قرآن نبوده.اما جفر حضرت امیر المومنین علیه السلام.الف:صحیفهء حضرت امیر علیه السلام:صحیفه عنوان مجموعهء نوشتار کو چکی بوده که همراه حضرت حمل میشده و به غلاف شمشیر ایشان بسته شده بود.از این مجموعه،در کتب اهل سنت بسیار یاد شده و احادیثی هم در کتب معتبر آنان نقل شده است.ابو جحیفه میگوید:از حضرت امیر المومنین علیه السلام پرسیدم:آیا نزد شما کتابی غیر از قرآن هست(جواب به حقه بازیها ی مدعیان جفر است دقت کنید!).حضرت فرمودند:غیر از کتاب خدا و فهم و درکی که یک مسلمان از کتاب خدا دارد و آنچه در این صحیفه وجود دارددر نزد ما چیزی وجود ندارد.پرسیدم:در این صحیفه چیست؟فرمودند مطالبی پیرامون عقل(مقدار دیه)و احکام آزادی اسرا و این که مسلمان به سبب قتل کافر کشته نمیشود.در سنن نسائی نیز حکایتی نقل شده که حضرت ،این صحیفه را به قیس بن عباد و اَشتر ارائه نمودند و آنها را از متن این صحیفه،مطلع نموده اند.یکی از محققین میگوید:نام این صحیفه 10 بار در صحیح بخاری و 3 بار در صحیح مسلم و 5 بار در دیگر کتب مشهور اهل سنت آمده و 9 حدیث راحکایت کرده اند.اما در بارهء حجم صحیفه باید عرض کنم گه این صحیفه کوچک بوده و حجم کمی داشته است.البته در بعضی از روایات شیعه که جناب کلینی نقل نموده این صحیفه را متعلق به حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم دانسته اند که بعد از رحلت ایشان به حضرت امیر علیه السلام رسیده است. 2:کتاب حضرت امیر علیه السلام.این مجموعه کتاب بسیار بزرگی بوده که از ودایع امامت محسوب میشده و در اختیار عموم مردم قرار نگرفته و فقط بعضی از اصحاب خاص آنحضرت آن را روئیت نموده اند.نام این کتاب مکرر در منابع حدیثی شیعه آمده وائمه علیهم السلام هم به آن استناد نمودها ند.امام باقر علیه السلام فرموده اند: در کتاب علی علیه السلام دیده ام که پیامبر خدا صلی الله علیه وآله و سلم فرموده اند:هنگامی که پرداخت زکات دریغ گردد زمین نیز برکات خویش را دریغ میکند.امام صادق علیه السلام در بارهء این کتاب فرموده اند:نزد ماچیزی است که با وجود آن نیازی به مردم نداریم.بلکه این مردم هستند که به ما نیاز دارند.نزد ما کتابی است به خط حضرت علی علیه السلام و املا(گفتاری که از آن نوشته شود)ی پیامبر خدا است.در این صحیفه تمام حلالها و حرامها نگاشته شده است.و در طول 23 سال نوشته شده است .حضرت ختمی مرتبت صلیالله علیه و آله و سلم بیان میفرمودند و حضرت امیر علیه السلام هم مینگاشتند.خود حضرتش در مورد این کتاب فرموده:تمام آیاتی که بر پیامبر نازل گردید با املای خودش و خط خودم در نزد من است.تاویل تمام آیات نازل شده،حلالها و حرامها،حد،حکم و هر چیزی که امت تا روز قیامت به آن محتاج است... نگاشته شده با املای پیامبر و خط من است.از مجموعهء روایاتی که در این باب آمده میشود درک کرد(مثلا از روایات جناب کلینی ،و و سائل الشیعه و ...) که موضوع کتاب اینها ست:1:تاویل آیات قرآن 2: احکام حلال و حرام 3:قوانین جزائی 4:عبادات 5:احتیا جات کلی امت . در وسائل الشیعه 80 حدیث از حضرت نقل شده و بیشتر آنها فقهی است .مثلا امام صادق علیه السلام فرموده که در کتاب حضرت چنین آمده:مثل دنیا مثل مار است که هنگام لمس چقدر نرم است در حالی که زهری کشنده در درون دارد.مرد عاقل از آن پرهیز میکند اما کودک نادان به سویش میرود.نامهای دیگر این کتاب طبق احادیث معتبر از ائمه علیهم السلام چنین است.جامعه و جفر و صحیفه الفرائض اما خصوصیات آنها و یکی بودن مطالب آنها طبق احادیث ،دلیل بر واحد بودن آنها مینماید.در توصیف حجم این کتاب آمده کتابی است از جنس پوست به درازای 70 ذراع(حدود30 متر) که وقتی مانند طومار آن را جمع مینمودند به کلفتی ران شتر میشد.شاهدان این کتاب که افتخار دیدن آنرا داشته اند و مطالب (احکام) آن را خوانده اند عبارتند از :حکم بن عتیبه یا حکم بن عیینه که از علمای اهل سنت بودند و محمد بن مسلم و عذافر صیرفی وزراره و ابو بصیر .زراره از کسانی است که کتاب فرائض را که شامل احکام ارث بوده را کامل خوانده است(جزئی از جفر حضرت امیر علیه السلام) سومین گتاب حضرت مصحف حضرت یا قرآن نوشته شده توسط ایشان است.این قرآن عین قرآن خود ما میباشد اما حاشیه هایی دارد و در آن حاشیه ها به خاص و عام و مطلق و مقید و محکم و متشابه و ناسخ و منسوخ و سنن و آداب و اسباب نزول و ... ی آیات اشاره شده.بله دوستان جفرها اینها بودند.حالا یک مشت رجالهء بیشرف لعنهم الله علیه اجمعین از آسمان نازل شده اند که:بلللللله جفر کتاب جادوگری و کهانته که میتوانیم آینده را ببینیم!!!جای امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشرف را پیدا کنیم!ما عرفا این علم را داریم!خدا انشاء الله تمام شما را با اولین بدعتگزاران اسلام محشور کند که ذهن یک مشت جوان نادان و احمق را با ارشادات شیطانی و گمراه کننده خود آشفته و آلوده میکنید.یک سری به این سایتهای علوم غریبه و جفر بزنید! به اینها بگویید جوابهای احادیثی را که از کتب اربعه شیعه آورده ام بدهند!یا یک سند فقط یک سند حتی اگر رواتش شمر و یزید و... لعنه الله علیهم اجمعین باشد باز هم من میپذیرم.بیاورید که طریقهء جفر را بیان نموده باشند بشرطی که سلسله اسناد قلابی شما به معصوم علیهم السلام برسد.خدا یا ما را از شر این عرفان خلاص کن.

جفر 6 (ادامهء تعریف جفر ابیض-جامعه و ... از خود معصوم(ع))

ادامهء جفر ها... مصحف و قرآن :باید توجه داشت که از نظر لغت و اصطلاح علما،مصحف ،اسم خاصی برای قرآن نبودهبلکه قبل از اسلام هم وجود داشته.واژه شناسان مصحف را مجموعه اوراقی میدانن که بین دو(لت) یا جلد قرار داده میشد و.... بحث در این باره زیاد است اما همینقدر بگوئیم که مصاحف ائمه علیهم السلام،قرآن نبوده.اما جفر حضرت امیر المومنین علیه السلام.الف:صحیفهء حضرت امیر علیه السلام:صحیفه عنوان مجموعهء نوشتار کو چکی بوده که همراه حضرت حمل میشده و به غلاف شمشیر ایشان بسته شده بود.از این مجموعه،در کتب اهل سنت بسیار یاد شده و احادیثی هم در کتب معتبر آنان نقل شده است.ابو جحیفه میگوید:از حضرت امیر المومنین علیه السلام پرسیدم:آیا نزد شما کتابی غیر از قرآن هست(جواب به حقه بازیها ی مدعیان جفر است دقت کنید!).حضرت فرمودند:غیر از کتاب خدا و فهم و درکی که یک مسلمان از کتاب خدا دارد و آنچه در این صحیفه وجود دارددر نزد ما چیزی وجود ندارد.پرسیدم:در این صحیفه چیست؟فرمودند مطالبی پیرامون عقل(مقدار دیه)و احکام آزادی اسرا و این که مسلمان به سبب قتل کافر کشته نمیشود.در سنن نسائی نیز حکایتی نقل شده که حضرت ،این صحیفه را به قیس بن عباد و اَشتر ارائه نمودند و آنها را از متن این صحیفه،مطلع نموده اند.یکی از محققین میگوید:نام این صحیفه 10 بار در صحیح بخاری و 3 بار در صحیح مسلم و 5 بار در دیگر کتب مشهور اهل سنت آمده و 9 حدیث راحکایت کرده اند.اما در بارهء حجم صحیفه باید عرض کنم گه این صحیفه کوچک بوده و حجم کمی داشته است.البته در بعضی از روایات شیعه که جناب کلینی نقل نموده این صحیفه را متعلق به حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم دانسته اند که بعد از رحلت ایشان به حضرت امیر علیه السلام رسیده است. 2:کتاب حضرت امیر علیه السلام.این مجموعه کتاب بسیار بزرگی بوده که از ودایع امامت محسوب میشده و در اختیار عموم مردم قرار نگرفته و فقط بعضی از اصحاب خاص آنحضرت آن را روئیت نموده اند.نام این کتاب مکرر در منابع حدیثی شیعه آمده وائمه علیهم السلام هم به آن استناد نمودها ند.امام باقر علیه السلام فرموده اند: در کتاب علی علیه السلام دیده ام که پیامبر خدا صلی الله علیه وآله و سلم فرموده اند:هنگامی که پرداخت زکات دریغ گردد زمین نیز برکات خویش را دریغ میکند.امام صادق علیه السلام در بارهء این کتاب فرموده اند:نزد ماچیزی است که با وجود آن نیازی به مردم نداریم.بلکه این مردم هستند که به ما نیاز دارند.نزد ما کتابی است به خط حضرت علی علیه السلام و املا(گفتاری که از آن نوشته شود)ی پیامبر خدا است.در این صحیفه تمام حلالها و حرامها نگاشته شده است.و در طول 23 سال نوشته شده است .حضرت ختمی مرتبت صلیالله علیه و آله و سلم بیان میفرمودند و حضرت امیر علیه السلام هم مینگاشتند.خود حضرتش در مورد این کتاب فرموده:تمام آیاتی که بر پیامبر نازل گردید با املای خودش و خط خودم در نزد من است.تاویل تمام آیات نازل شده،حلالها و حرامها،حد،حکم و هر چیزی که امت تا روز قیامت به آن محتاج است... نگاشته شده با املای پیامبر و خط من است.از مجموعهء روایاتی که در این باب آمده میشود درک کرد(مثلا از روایات جناب کلینی ،و و سائل الشیعه و ...) که موضوع کتاب اینها ست:1:تاویل آیات قرآن 2: احکام حلال و حرام 3:قوانین جزائی 4:عبادات 5:احتیا جات کلی امت . در وسائل الشیعه 80 حدیث از حضرت نقل شده و بیشتر آنها فقهی است .مثلا امام صادق علیه السلام فرموده که در کتاب حضرت چنین آمده:مثل دنیا مثل مار است که هنگام لمس چقدر نرم است در حالی که زهری کشنده در درون دارد.مرد عاقل از آن پرهیز میکند اما کودک نادان به سویش میرود.نامهای دیگر این کتاب طبق احادیث معتبر از ائمه علیهم السلام چنین است.جامعه و جفر و صحیفه الفرائض اما خصوصیات آنها و یکی بودن مطالب آنها طبق احادیث ،دلیل بر واحد بودن آنها مینماید.در توصیف حجم این کتاب آمده کتابی است از جنس پوست به درازای 70 ذراع(حدود30 متر) که وقتی مانند طومار آن را جمع مینمودند به کلفتی ران شتر میشد.شاهدان این کتاب که افتخار دیدن آنرا داشته اند و مطالب (احکام) آن را خوانده اند عبارتند از :حکم بن عتیبه یا حکم بن عیینه که از علمای اهل سنت بودند و محمد بن مسلم و عذافر صیرفی وزراره و ابو بصیر .زراره از کسانی است که کتاب فرائض را که شامل احکام ارث بوده را کامل خوانده است(جزئی از جفر حضرت امیر علیه السلام) سومین گتاب حضرت مصحف حضرت یا قرآن نوشته شده توسط ایشان است.این قرآن عین قرآن خود ما میباشد اما حاشیه هایی دارد و در آن حاشیه ها به خاص و عام و مطلق و مقید و محکم و متشابه و ناسخ و منسوخ و سنن و آداب و اسباب نزول و ... ی آیات اشاره شده.بله دوستان جفرها اینها بودند.حالا یک مشت رجالهء بیشرف لعنهم الله علیه اجمعین از آسمان نازل شده اند که:بلللللله جفر کتاب جادوگری و کهانته که میتوانیم آینده را ببینیم!!!جای امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشرف را پیدا کنیم!ما عرفا این علم را داریم!خدا انشاء الله تمام شما را با اولین بدعتگزاران اسلام محشور کند که ذهن یک مشت جوان نادان و احمق را با ارشادات شیطانی و گمراه کننده خود آشفته و آلوده میکنید.یک سری به این سایتهای علوم غریبه و جفر بزنید! به اینها بگویید جوابهای احادیثی را که از کتب اربعه شیعه آورده ام بدهند!یا یک سند فقط یک سند حتی اگر رواتش شمر و یزید و... لعنه الله علیهم اجمعین باشد باز هم من میپذیرم.بیاورید که طریقهء جفر را بیان نموده باشند بشرطی که سلسله اسناد قلابی شما به معصوم علیهم السلام برسد.خدا یا ما را از شر این عرفان خلاص کن.

اسناد معتبر در مورد چگونگی جفر از کتب اربعهء شیعه(جفر5)

با سلام حضور تمام دوستان.بقدری مطالب علمی بنده گسترده است که با این که همه روزه مطلب مینویسم اما شاید درج یک صدم اطلاعات بنده ،سالها طول بکشد.و مجبورم برای غنای وب،مرتبا مطالب مباحث مختلف را درج کنم اما در آرشیو ها،مطالب کاملا طبقه بندی شده.اما حتما بعد از خواندن توحید وارد مباحث شوید چون مشترکات ما از توحید و عرفان است.یکی از دوستان پرسیده بود که:آیا اصلا چیزی بنام جفر منسوب به امام علیه السلام نیست؟؟!!آیا قرآن حضرت امیر و جفر حضرت صدیقهء طاهره سلام الله علیها و صحیفهء حضرات امیر علیهما السلام جفر نبودند؟ببینید اول باید معنای سوال شما واضح باشد.که:جفر اصلا چیست؟تا بشود به آن پاسخ داد.اگر منظور شما از جفر چیدن وریخت و پاش کردن حروف و عدد گیری ابجدی است برای سوال از ماضی و مستقبل،قطعا عرض میکنم خیر چنین کتابی هیچگاه موجود نبوده و نزد ائمه علیهم السلام نیست.ولعنت خدا بر کسانی باد که ادعای جفر را دارند و عقل مردم را زایل میکنند.اما اگر منظور از جفر ودایع امامت و ... است باید عرض کنم بله چنین کتابی موجود است و اسناد آن را عرض میکنم.اما مصحف فاطمیه سلام الله علیها بعدد ما احاط به علمه.مصحف در لغت به معنای کتاب،نامه و اوراقی است که آنها را در یک جلد جمع نمایند.(فرهنگ لاروس و معین)مهمترین میراث حدیثی باقیمانده از حضرتش،همان مصحف ایشان است.این مصحف بعد از رحلت حضرت ختمی مرتبت علیه و علی آله آلاف التهیه و السلام به واسطهء ملائکه از جانب پرور دگار در مدتی کوتاه بر حضرتش نازل شد.حماد بن عثمان میگوید :از امام صادق علیه السلام شنیدم که میفرمود:زنادقه در سال 128 ظاهر خواهند شد. و این را از مصحف حضرت فاطمه(سلام الله علیها) میگویم.پرسیدم:مصحف حضرتش چیست؟فرمود :زمانی که خداوند حضرت ختمی مرتبت صلی الله علیه و آله و سلم را قبض روح فرمود،آنچنان غم و اندوهی از وفات حضرت بر ایشان وارد شد که کسی غیر از خداوند از شدت حزن او آگاه نیست.پس خداوند ملکی را نزد ضرتش فرستاد تا تسلی بخش غمهایش باشد.و بر او حدیث بخواند....پس حضرت امیر علیه السلام،آنچه را که از آن ملک میشنیدند مینگاشتند تا آنکه مصحف نگاشته و تدوین شد./اما در این که چه کسی این مصحف ر ابر حضرت نازل نمود دو دسته روایت است که جناب کلینی آن را نقل نموده اند و البته قابل جمعند.دسته ای از روایات میگویند توسط جبرئیل علیه السلام و در دسته ای دیگر میگوید ملکی از ملائک الهی این مصحف را نازل نموده.اما محتوای مصحف چیست؟مصحف شامل اخبار و حوادث و رخدادهای غیبی است که پیرامون پیامبر و خاندان و ذریه آن حضرت علیهم السلام تا قیا مت اتفاق خواهد افتاد میباشد و به تعبیر دقیقتر ،حاوی علم مایکون است.و در این مصحف هیچ کلامی از قرآن و احکام شرعی وجود ندارد.این مصحف بعنوان یکی از ودایع امامت نزد ائمه علیهم السلام نگهداری میشود و روایات زیادی آمده که ائمه علیهم السلام در پیش آمد ها و رویدادها ی مختلف به این کتاب مراجعه مینمودند.جناب کلینی در حدیثی از امام صادق علیه السلام با اسناد خود نقل نموده که فرمودند:حجم مصحف حدود سه برابر قرآن است که به ابو بصیر فرمودند.با توجه به دورهء کوتاه حیات حضرت صدیقهء طاهره علیها وسلام بعد از حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم که حدود 95 روز بوده، بیشتر از این هم نمیشد مطلب نوشت. در ضمن منظور از این مصحف یا جفر این نیست که کل اتفاقات خلقت تا قیامت را داشته باشد بلکه بعضی از وقایع را ایشان توضیح داده اند.این همان جفر حضرت صدیقهء طاهره علیها سلام است، نه اینکه ابجد و حقه بازیهای دیگر.!جفر حضرت امیر علیه السلام هم مانند همین است که توضیح دقیق آن را در مطالب بعدی عرض میکنم

جفر 4 قصه خنده دار مستحصله....

یا نور.انت الذی لا تهتدی العقول بوصف عظمته با سلام ادامهء جفر گویند سر تمام عالم در جفر است و سر جفر در مستحصلهء جفر.حال ببینیم نظر این باصطلاح جفاران در مورد مستحصله چیست.جناب حسن زاده فرموده اند: مستحصله بر زبان نیاید/سری است که در بیان نیاید.مستحصل از او تمام عالم/تا سر تو در زبان نیاید.خب یعنی چه؟گویا ایشان متوجه نیستند ما داریم در مورد یک علم ریاضی صحبت میکنیم!مثل این که من بگویم 2 *2 تا سری است الهی .که عالم بر مبنای ریاضیات و این دستور پا بر جا است اما تا لطف تو بار خدایا نباشد،جواب نمیدهد به هر کس جوای نمیدهد.اگر تولطف کنی میشود 4 تا اگر لطف تو نباشد شاید بشود 53 تا شاید هم 18 تا حالا چون شمایی 7/6 دهم !!!!!!!بنده با لرستانی خدمت جناب انصاری که استاد جفر منیری بود رفتیم که البته ایشان فوت شدند.گفتم حاج آقا.در مورد جفر نظر شما چیست؟گفت:جفر هم هست و هم نیست.خودتان قضاوت کنید مثل این که بگوییم هم ریاضی یا فزیک هست. هم نیست!هم دنیا هست و هم نیست؟بودن و نبودن( در منطق داریم) فقط در تخیل میتواند تحقق بیابد نه در محیط خارج.مثلا لفظ عدمفقط در ذهن میتواند اتفاق بیفتد.چون اگر در محیط خارج حادث شود،دیگر عدم نیست.بلکه وجود است.مثلا نبودن شیء یک وجه تخیلی است. ما ماده ای بنام نبودن کتاب نداریم که!حالا میشود گفت ما اصلا علم جفر هم داریم و هم نداریم؟ جناب لرستانی سالهای سال تدریس جفر داشتند اما چرا همیشه بدنبال این علم بوده و هستند؟چون خودشان میدانند جواب نمیگیرند. به ایشان گفتم خودتان که میدانید این چیزی که تحت عنوان جفر دارید جواب نمیدهد.چرا وقت مردم را میگیرید؟گفتند.خدا باید بخواهد تا جواب دهد!به!این که نشد. بهتر است تعریف دور را برای شما از دید منطق بگویم.دور یعنی ما برای شناختن معّرَف باید معّرِف(معرِف یعنی معرفی شده و معرَف یعنی معرفی کننده یا شیئی یا روش شناخته شدهء قبلیی که با آن شیء یا روش جدیدی را بنام معرِف استدلال میکنیم) رابشناسیم.خب. لازمهء این امر این است که چیزی خودش،خودش را تعریف کند.حال اگر چیزی بخواهد خودش ،خودش را تعریف کند با ید که خود آن معلوم باشد،قبل از آنکه معلوم باشد.از این رو شیء یا حقیقت مورد بحث ،هم باید معلوم باشد و هم باید معلوم نباشد و این امری محال است چرا که نمیشود یک شیء هم معلوم باشد و هم معلوم نباشد.داستان جفر اینه که ما خواستیم علمی داشته باشیم که به آیندهء نا معلوم یا گذشتهء نا معلوم دست بیابیم.حالا رسیدیم به یک بخش بنام مستحصله که خودش نا معلوم است میگوییم آقا این که خودش از همه چیز نامعلومتر است( چون از ریشه دروغه)اینها میگویند:اگر خدا بخواهد معلوم میشود!وا!خب اگر خدا میخواست که آینده برای همه معلوم بود دیگه نیازی به این حقه بازیها نبود!!قوانینی که در مستحصله بکار میرود .در مورد مستحصله هزار هانوع دستور و هزارن نوع جفر سوال و جوابی داریم.سوال.اگر جفر سوال و جوابی درست بود،چرا اینهمه قواعد مختلف خلق شده؟مگر یک جواب ساده از آینده،لواشکه که طعمها و رنگهای مختلف داشته باشه!علتش را بنده برای شما عرض میکنم. چون تمام این علم از پایه دروغه این عرفا سعی کرده اند که قواعدی پیدا کنند شاید به یک چیز جدیدی برسند.معترضه:در کتب جفری میبینید که خیلیها می فهمند امام علیه السلام چه زمانی مثلا زیارت میروند و رفته اند و ایشان را دیده اند و مزخرفات دیگر.یعنی علم آنها توسط اسباب و عللی بر آینده اشراف پیدا نموده و امام علیه السلام نمیتوانسته برنامهء خود را تغییر دهد چون جفر این حقه بازها این مطلب را گفته بوده!اصل خبر از آینده مردوده چه برسه به حواشی آن.تازه از کجا معلوم فردی خیالیی که ایشان دیده امام بوده!(بفرض روئیت)بفرض دیدن خوارق عادت شاید جن بوده!شایدمرتاض بوده و شاید های دیگر.اما اصل مشترکات بر اینه که هیچ کس نمیتواند جز معصوم ازآینده خبر دهد(بفرض خبر دادن).در مستحصله چندین عمل انجام میشود یکی از آنها دستور تواخی است.تواخی چیست؟اگر مستحصله جواب نداد اینها می آیند با توجه به جوابی که از قبل میدانند از حروفات مشابه استفاده میکنند مثلا مستحصله شده ف می بینند نظیره اش میشود ج و به سوال نمیخورد بجای ف ،ق را میگیرند که شکلش شبیه ف است آنوقت نظیره اش میشود "ه".گاهی حروفات مستحصله را جابجا میکنند.گاهی هم میگویند جواب بصورت مرکب الجواب در آمده!یعنی 10 تا ب و 20 تا الف و ...خلاصه مجموعه ای از حروف کنار هم قرار دارد.اینها سعی میکنند یک جوابی برای خودشان از بین این هرج و مرج ها ابداع کنند.کسانی که منیری کار کرده اند میدانند که در سوال مشهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف کیست فقط حرف اول بدست میآید . تازه در لفظ محمد مهدی باشد امام اسم حضرت محمد مهدی نیست اما اینها زورکی به چنین جوابی رسیده اند.اصلا عقل قبول نمی کند از مجموعه ای از حروف نا منظم،تعدادی حروف معنی دار درآید.بابا والا به خدا عقل هم چیز خوبیه تازه اینها معتقدند به هر زبانی مثلا هندی و انگلیسی و ... هم جواب میدهد!این دیوانه شاه نادر عنقا که برای حروف انگلیسی هم اعداد ابجد در آورده!شما بیا اول برادری خودت را در حروف عربی ثابت کن بعد بیا اشاعه مزخرفات عرفانی را در زبانهای دیگر بکار ببر.اینها برای شما تنبیهه.تنبیه یعنی بیداری از خواب غفلت.خاک بر سر علمی که نه در زبان بیاید و نه در بیان بیاید و نه علم باشد .البته بنده معتقدم این علم است.در 1001 نکته حسن زاده آملی دیدم مطلبی در باب جفر نوشته با هزار بدبختی آن را ترجمه کردم(چون برمز بود)گفتم به به ایشان دیگه ذات حقایق را خواستند فاش کنند .سر الاسرار و نام اعظم است که با این حروفات و رموز نوشته اند؟خلاصه بعد از ترجمه فکر میکنید چی دیدم؟جفر اقیانوسی بیکران است...............همین و همین.بیچاره ما که ... سنی که روز حشر شفیعش عمر بود/کوری است که عصا کش کور دگر بود.برای جواب یک جفر منیری تازه بعد از آموزش کامل فکر میکنید برای هر سوال باید چقدر محاسبه کنید؟یک ساعت؟یک ربع؟خیر باید سه روز تمام محاسبه کنید تازه باز هم هرگز به جواب نمیرسید مگر اینکه جواب را از قبل بدانید و و مستحصله را جوری بسازید که با یک موخر صدر و یک نظیره خودتان به جوابی که خودتان ساخته اید برسید ادامه دارد...

جفر 3 ردیات عقلانی و توحیدی علیه جفر

با سلام در کامنها دوستان خواستند که در مورد موارد مختلف علوم غریبه بنویسم.توجه داشته باشید که هدف بنده هم همین است اما باید کمی حوصله کنید چون بر اساس مشترکات قانونی را تایید یا رد میکنیم در غیر اینصورت مطالب علمی ما نیمخورده و ناقص خواهد بود.خب مشتر کات قبلی ما این بود توحید و یقینی بودن و صحت کلام خدا و احادیث معصومین علیهم السلام .اما هر حدیث مجعولی را نمیتوانیم بپذیریم مگر این که سلسله روات رجالی داشته باشد.تازه آن موقع باید کل سلسله تایید شده باشد.تازه بعد از آن باید دید در چه موضعی بوده(تقیه یا در حالت عادی)بعد از آن درایت الحدیث بدانیم بعد ازآن در باب دعا ها باید دید برای بقیه هم افاده میکند یا بقصد ورود نمیتوان خواند.(اگر دستوری برای فرد بخصوصی با حالات خاصی صادر شده باشد دلیل نمیشود برای دیگران هم افاده کند پس میگویند فلان دعا یا دستور را بقصد ورود نمیشود خواند).مشترک بعدی این است که هیچ کس جز خدا یا مرتبطین با خدا(ملائکه و معصومین علیهم السلام)نمیتوانند از آینده خبر دهند و خواب و مکاشفات و سیر و ... مورد اعتنا نیست.علت آن را هم گفتیم چون ارادهء خداوند بر کل مخلوقات محیط است و آینده هنوز نیامده،و چون کلام ممکن الوجود مطابق دانش او ناقص است و محال ممکن است که احاطه بر علم خداوند داشته باشد ،پس هر کس با هر علمی هر آنچه که از آینده بگوید دروغ است.حتی اگر تصادفا واقع شود.(چون بدون احاطه به آینده اظهار نظر بیجا نموده)اینها مشتر کات ما است.در دهها حدیث و روایت مستند و صحیح از ائمه و پیامبر صلی الله علیهم اجمعین همینطور در نهج البلاغه و ... مدعی پیشگویی لعنت شده و در حدیثی از امام صادق علیه السلام آمده که هر کس نزد پیشگویی برود و او را تایید کند کافر شده بر هر آنچه بر پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم نازل شده.همینطور فال و تطیر نمودن حرام است و...اینها مشتر کات ما است بر اساس احادیث صحیح.خب حالا یک عده از آسمان نازل شده اند که بله جفر علمی است که حضرت امیر علیه السلام برای آینده بینی(جفر سوال و جوابی)یا امام صادق علیه السلام و دیگر امامان علیهم السلام آورده اند یا قوم انی بریء مما تشرکون لعنت خدا بر هر آنکه قائل به چنین مزخرفاتی است.(بر اساس مشترکات)علم به آینده را معنا کنید شاگردان 32 جلسه ای توحید؟علم به آینده یعنی یا ارتباط مستقیم با معصومین علیهم السلام و ملائکه(که مقیاس نداریم و خودشان نه تنها این ارتباطات را در غیبت تایید ننموده اند ،بلکه تکذیب اکید فرموده اند )یا احاطه به علم خدا.هر دو محال ممکن است.چون اگرکلام معصوم علیهم السلام را حجت بدانیم بارها ما را از این مزخرفات نهی نموده اند.حالا چنین معصومی آیا ممکن است قانونی برای یک مشت اوباش بگذارد که با این قانون ممکن الوجود بر واجب الوجود مسلط شود؟؟!!! ای کاش بجای اینهمه نعمت،خداوند یک جو عقل میداد !خب تمام کتب جفر این علم را منسوب به معصوم علیهم السلام میدانند و روشها را هم به ایشان منتسب میدانند.بنده عرض میکنم آخه شارلاتا نها بنا بر چه اسنادی؟؟شما اگر یک حدیث که سلسله روات حتی دروغ داشته باشد به من نشان دادید که امام علیه السلام دستورالعملی برای جفر تعیین فرموده باشند،باز هم تاکید میکنم حتی اگر سلسله اش به شمر و یزید برسه ،باز هم من از شما قبول میکنم.ببینید بهتره قبل از عمل به هر علمی،پایهء آن را ببینید از کجا شروع میشود.این علم جفر از پایه دروغه،مزخرفه و... چون اصلا سند نداره!آیا یک شیعه مجاز است هر مزخرفی مثل نادعلی و سیفی و ... را بدون مدرک و سند به امام خود نسبت دهد؟؟؟پس تمام شاخه های جفر دروغه .تمام استادانش کثیف و حقه بازند. (جملهء معترضه)استاد ما خودمان دیدیم فردی با جفر تمام گذشته را باز گو نمود این هم دروغه؟جواب:ببینید اصل این داستان که دروغ شد،تمام زوایا و شاخه های آن هم دروغ میشود. اما جواب اینکه چگونه این باصطلاح جفّارها جواب میگیرند .خیلی ساده.اینها تا سطر مستحصله پیش میروند نا گهان سطر مستحصله را از آسمان مینویسند اما حواسشان است که چه حروفی بنویسند که نظیره ء آنها با یک موخر صدر ،مبدل به جواب شود مثلا در سوال پر سیدیم که نام من چیست اینها تا سطر مستحصله بر اساس قواعد طبیعی پیش میروند اما چون میدانند نام من محمد است در سطر مستحصله مینویسند:ت ص ظ ظ خب وقتی از این لفظ موخر صدر بگیریم میشود:ظ ت ظ ص حالا اگر از این نظیره بگیرید چه میشود؟معلومه میشود محمد .آنها تا اینجا پیش میروند و به خود شما صفحه را میدهند و با نگاه عاقل اندر سفیه میگویند حالا موخر صدر کن بعد نظیره بگیر جواب استخراج خواهد شد!!!بعضی ها هم که از مخفیات امور خبر میدهند اینها واقعا تسخیر جن دارند. اما برای اینکه تسخیراتشان را رو نکنند و یک جنبهء عرفان و تقدسی هم بخودشان دهند چنین میکنند.در ضمن شما که اصلا از جفر سر در نمیآرید ،از کجا بخودتان اجازه میدهید اعمال اینها را جفر بنامید و اشاعهء دروغهای آنها را بر عهده بگیرید؟چون خود حقه بازشان میفرمایند؟؟؟دوستان عزیز اگر جفر سوال جوابی یا هر علمی مدعی خبر قطعی از آینده هست،حتما دروغ است.اما میشود درصدی از آینده را بر اساس حال تشخیص داد مثلا تجربهء بنده از آسترولوژی این است که بین 60 تا 90 درصد صحت دارد و این در زمانی است که تازه شما استاد مسلم این علم در دنیا باشید.مثلا آیا امکان دارد دو نفر در یک شهر در یک زمان و یک لحظه و ثانیه در شهری متولد شوند؟اگر ممکن است پس باید تمام زندگی این دو کاملا عین همدیگر باشد.که چنین نیست.پس بهتر است معیارهای عقلی خود را اصلاح کنید،تازه متوجه میشوید دنبال کدام علم رفتن خوب است. نه اینکه یک مشت خرافات را از کتب صفویه ای تکرار کنید!باز هم میگویم جفرهایی که مشهور است بعنوان جفر از ریشه و بنیان غلط و دروغ است یک نمونه برای شما ارائه میکنم که یک مشت دیوانه آن را قبول ننمودند. مثلا ممکن است تعداد و عینیت حروفات دوسوال دقیقا عین هم باشند.در اینصورت چگونه ممکن است از یک سوال دو جواب بدست آید؟مثل حقه بازی عرفا در مورد حروف نورانی.اینها آمده اند 14 حرف نورانی را پس و پیش کرده اند شده:صراط علی حق نمسکه .سنیها گفته اند خیر. طرق سمعک النصیحه. حالا این حقه باز ها این را دلالت بر حقیقت ولایت حضرت امیر علیه السلام نموده اند. مگر در جفر شما سوال را عدد نمیگیرید؟فرق بین عدد این دو سوال چیستکه:یارب معنای طرق سمعک النصیحه چیست ؟ و یا : یارب معنای صراط علی حق نمسکه چیست؟اگر شما با عدد سوال کار میکنید که هم عدد این دو سوال و هم تعداد نقاطشان با هم برابراست و هم طالع وقت پرسش و هم حروف صفحه و ...بعضیها میگویند که خیر باید کل حروف سوال را هم نوشت .در این صورت اگر سوال شما 100 حرف است جواب شما هم باید 100 حرف باشد که تین هم محال است مثلا سوال:یارب اسم پسر همسایهء سمت چپی ما چیست؟جواب ممکن است باشد:علی یا بر عکس سوال ممکن است باشد آسترو لوژی چیست؟جواب :علم تاثیر امواج کواکب بر سرنوشت موجودات موجود در جهان هستی.ببینید فقط باید اجازه بدید این ذهن و عقل بیچاره به شما کمک کند همین.ادامه دارد...

جفر 2 (چرا جفر دروغه؟)

با سلام
دوستان خواسته بودند در باب جفر هم مطلب بنویسم بنده هم امتثال امر میکنم
یک نصیحت:جفری که تحت عنوان جفر در دنیا هست دروغه. این علم بعنوان علم حروفه نه جفر و تمامش غلطه با این که در توبه هستم برای آموزش و ... استدلالهایی نقل میکنم خودتون قضاوت کنید.
اولا اینده هیچ موجودی حتی ملایک نمیدانند.حتی پیامبران هم نمیدانند.(طبق احادیث پیامبر صلی الله علیه واله وسلم در مورد بداء و ...)این فرض ما است.پس همهء آینده نگر ها و ... دروغ میگن .اما با درصد بالا حدودی میشه گفت.اگر کسی موکل داشته باشه در مورد گذشته 100 در 100 میتونه خبر صحیح بده.خب یکی از کارای جفر خبر از آینده است پس هم خودش غلطه هم علمش غلطه و...
اما در باب علم الحروف تا بالای 95 در صد هم میشه درست گفت اما این دستور به من از انسانها نرسیده به همین خاطره که میگم این علم رو رها کنید.اولا اگر غرض سوال و جوابه و پیدا کردن استاده ،چرا استاد تسخیرات پیدا نمیکنید؟موکل تمام اخبار مخفیات و گذشته هارو به شما میگه و براساس علمی که داره اینده رو تا حدود زیادی میتونه براتون بیان کنه. بگذریم . اما در مورد جفر هایی که اساتید قبول دارند.
کلا دو نو عند که عبارتند از حصصیه و منیری یا همون جفر صدیقی
که از حروف عدد میگیرند و وسیط کبیر و مجموعی و صغیر و... را عدد میگیرند بعضیها طالع و صاحب طالع و (4 حرفی را که از استخاره و... خارج میشه رو بعلاوهء نقاط رو حساب میکنند)
سوال:حالا اگر در این روش حروف سوال جابجا بشه به هیچیک از این موارد خللی وارد نمیشه.خب حالا اگر دو سوال با یک عدد مثل هم و حروفات عین هم و عدد نقاط و ... عین هم بود چی؟جواب چیمیشه؟ مثال
آیا الان در این شهر ماما هست یا نه؟
آیا الان امام در این شهر هست یا نه؟
میبینید!دو سوال عین هم اما با تغییر مکان کلا مفهوم عوض میشه
مثال دیگه ما اگر حروف بلا تکرار مقطعات قرانی را کنار هم بذاریم این عبارت بدست میآید(چون حروف نورانی یا مقطعات قرآنی بدون تکرار 14 حرفند)
ص ر ا ط ع ل ی ح ق ن م س ک ه(صراط علی حق نمسکه)یعنی راه علی حق است ما به او تمسک می جوییم.
بعضی از بیسوادان تشیع این را حجت امامت دانسته اند اما اهل تسنن حروفات را جابجا کرده اند این عبارت شده:
طرق سمعک النصیحه یا : النصیحه طرق سمعک یعنی نصیحت روش شنیدن تو است و...
اما روش صحیح را که جواب میده بهتون میگم که نگید خودم متوجه نیستم اما از من توضیح نخواهید چون در توبه ام.
در سوال وزن سوال و دایرهء سوال حرف اول را میزنه بر اساس قواعد دایرهء اسوس و موازین و طبع و حروف مخلصه و مستخلصه بر اساس جایگاه حروف و تکرار و وزن حروف قبلی و بعدی هر حرفی جایگاهی برای خود پیدا میکند که بحث عددی جزئی از آن است.و بعلت تواخی و بسطها ممکن است سوال شما کوچک باشد اما جوابتون زیاد یا بلعکس.مثلا یا الله بکل شیء علیم محمد ابن یحیا الان در کدام شهر ساکن است؟مثلا جواب هست قم
اما در روشهای جفری این جواب در نمیآد
یا مثلا من کی به قم میروم؟مثلا جواب در میآد یک سال و دو ماه و هفده روز وبیستو یک ساعت و چهل و پنج دقیقهء دیگر
ملا حظه میکنید که اصلا جور در نمیآد.اما اگر این اوزان و میزان را یاد بگیرید از 500 حرف اساس ممکنه جواب دو حرفی در بیاد و بلعکس.در ضمن خود سوال را باید دید و سطر ها زیر خود سوال باید نوشته بشه نه با عدد در این روش اعجاب آور سطر اول سواله بلافاصله سطر دوم جواب میده و نیاز به تعکیس و تقلیب و موخر صدر و صدر و موخر نیست.یک خبر:دیروز دانشکدهء علوم و حدیث رفتم چون افتتاحیه ترم دانشجویان جدید بود در حرم حضرت عبدالعظیم .کتابفروشیی هم در باغ طوطی متعلق به انتشارات خود دانشکده بود.واقعا دلم گرفت.کتب اونجا افتضاح بودو خصوصا عرفانیاش.
در باب اسماء الحسنی کتابی دیدم که خواص اسماء الحسنی در او بود.همش دروغ راه فهمیدنش راحته .هرجا وفق یا مربعی دیدید بدونید از معصوم علیه السلام نیست.اونم چی بدون عزیمت و ...
هر عدد ذکری به ابجد باشه از معصوم علیه السلام نیست. چون سند ابجد به اونها نمیرسه.و بالاخره هرجا صحبت از آموزش جفر شد بدونید که از معصومین علیهم السلام نیست چون جفر بخشی از علم امامته نه ریاضیات .و روش درستش که جواب میده اینه که عرض کردم. خلاصه کتب مختلفی بود فالنامه و ...و... اما یک تفسیر از صحیفه نبود!بازار عرفان گرم گرم بود.کتابی بود بنام رند عالم سوز که بقیهء شعرش اینه(با کفر و با ایمان چکار)بعدم نوشته شرح حال عارف فلان فلان فلانی.گزافه گوییهای عارف نمایان رو جواب دادم بروید بخونید.اگر علامت عرفان ،کرامات و شعبده بازی و کارهای عجیب غریبه ...پس موسی علیه السلام که عارف نبود.چطور میتونه عارف باشه که حضرت خضر علیه السلام رو نتو نست بشناسه!!؟؟؟فکر کنم اولولعزم ها کمی از نخودکی و مو لوی و ... بهتر باشن نظر شما چیه؟البته هرچند اینا خود خدا شده بودن متاسفانه من نمیفهمم!خب اگر عرفان این کارهاست که جادو گران زمان حضرت موسی علیه السلام که از اینا بهتر بلد بودنطناب و ... را مار و اژدها کنن!پس اونام عارف بودن مثل مولوی و ... اگر علایم عارف حفظ قرآن و حرفای نرم زدنه که ابن ملجم و خوارج و ... که حافظین قران بودند.ملاک عرفان غیر از بندگی و پیروی خدا و معصومین علیهم السلام علایم دیگه ای داره؟ خود من بارها و بارها نامه های دربسته را خوندم و کار های عجیب زیاد کردم.به خدا اینا بعلت عرفانم نبوده اینا مال تسخیر جن بوده اما اگر برای شما این کارا کنم همه میگید بهبه چه عارف واصلی.فهمید ما در جیبمون چیه و...
حالا مصیبت اینه که کتاب این حقه بازیها کنار اسماء مقدس حسنای الهی میآد.اونم در کجا؟!در انتشارات دانشکدهء حدیث بقول شعر حافظ:گر مسلمانی همین است که حافظ دارد.....وای اگر در پس امروز بود فردایی
خودش هم میدونسته کیه.راستی نظر تون در رابطه با درسهای روحانی و توحیدی و تفسیرسورهء مبارکهء قل هو الله در ماه مبارک چیه؟؟؟لطفا بفر مایید
عشق اگر آید برد هوش و دل فرزانه را/دزد عاقل میکُشد اول چراغ خانه را
آنچه ما کردیم با خود هیچ نابینا نکرد/ در میان خانه گم کردیم صاحب خانه را
الهم اجعل لولیّک الفرج

معنای جفر و انواع آن

جفر مشهور به علم حروف است
معنی جفر به دو گونه است اول به چاهی میگویند که هرچه از آن برداشت کنید آب آن کم نمی شود
دوم به پوست بز می گویند.چون مشهور است که حضرت علی علیه السلام بر پوست بز سرخی جفر را نوشتند
که جفر جامعه نام گرفت
علم جفر دوشاخهء مهم دارد
1.جفر سوال و جوابی:این جفر صد ها بلکه هزار ها طریق داردوکلیتش به این ترتیب است که ابتدا سوال را با دوایر مختلف حروفی که مشهور ترینشان ابجد است عدد می گیریم وبعد از عملیاتی که بر روی آن انجام میدهیم در آخر جواب موضوع سوالمان بدست می آید.روشهایی که من عامل آنها هستم و اجازه نامه هم دارم عبارتند از:جفر غافیطوس حصصییه احصائییه منیری منبری مرکب الجوابی طبا یعی اهطم طبایعی اویلمنع شش سطری مجمع الاسوس سوال و جوا بی جامعه اوفاقی وغیره
2:جفر عزایمی که چندین شاخه دارد مانند بسطهای جفری مثل تقووی تجامع تضارب تفاریق و غریزی وغیره
و عزایمی معمولی
در جفر عزایمی(قسم نامه ای) موکلین و ارواح موضوع مورد نظر را استخراج میکنیم و آنها را برای مورد خاص و مورد نیازمان می فرستیم
معمولا این کار ها از طریق دایره ابجد انجام میشود که البته من زیاد به آن عمل نمی کنم
که علتهای خاص خودش را دارد
اما در اینجا آن را ذکر می کنم ا ب ج د ه و ز ح ط ی ک ل م ن 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 20 30 40 50
س ع ف ص ق ر ش ت ث خ ذ ض ظ غ
60 70 80 90 100 200 300 400 500 600 700 800 900 1000
این دایره مشهور به ابجد کبیر است
دوایر دیگری هم داریم که آنهایی که مورد علا قه من هستند عبارتند از:
ایقغ-اهطم-اویلمنع-احجش-ابتث-انسغ-اجهزیا همان بدوح-احست وغیره
البته تا 360 دایره ذکر شده که بنظر من خیلی بیشتر از اینها است